Tuesday, June 30, 2009

”باور کنید تا ببینید“

می گویند دکتر وین و. دایر Dr. Wayne W. Dyer بعد سالها از ظلم و بی مسئولیتی پدرش به خانواده شان سرشار از خشم و نفرت شده بود. تا جایی که روزی در پشت میز اتاقش در دانشگاه تصمیم گرفت بدنبال پدر مست و لاابالی خود بگردد و از او انتقام روحی بگیرد.
او از هر امکانی استفاده کرد تا بالاخره فهمید پدرش چند هفته پیش در شهری دورافتاده بر اثر ناراحتی کبد ناشی از نوشیدن الکل فوت کرده است.
با هزاران پرس و جو بالاخره قبر پدر را پیدا می کند و در حالی که سرشار از نفرت و انتقام بوده، بر قبر او می ایستد.
مدتی به قبر نگاه می کند... پس از چند دقیقه که به آن خاک می نگرد، در همان آن ناگهان عاطفه ای پنهان از پشت سالها نفرت زبانه کشید و او را به گریه انداخت . او در آن سیل اشک، پدرش را با وجود تمام زخمهای روحیش می بخشد.
او می گوید: ”پدرم را بخشیدم و با این احساس بخشش عجیب و آنی احساس کردم تمام سدهای روحی که مانع شکوفایی احساس خوشبختی ام بودند، در برابر قدرت عاطفی این بخشش نابود شدند. دود شدند و گویی در زندگیم صبح شده باشد. از آن روز به بعد به قدرت بخشش پی بردم و فهمیدم انسانی که می بخشد، خود امکان پیشرفت بیشتر بسوی آرزوهایش را می یابد. می بخشی و خودت آزاد می شوی. این آزادی بسیار نزدیک به ما است. اگر زرنگ باشیم و خوب ببینیم.“

Sunday, June 14, 2009

انتخابی در بین بود

انتخابی در بین بود، انتخاب ما ملاک نبود.
... یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت چهار بعد از ظهر، رشت تیره و ابری است. آسمان می غرد و می گرید ... تمام

Friday, June 5, 2009

انتخابات (!) نزدیک است

انتخابات (!) نزدیک است و من چندان به سبز، قرمز، زرد، ... و هر جریان دیگر آن هم از نوع احساسی اش، کاری ندارم. در واقع به ظاهر امر توجه ای نخواهم داشت. من تنها هر چه را که برای خود می پسندم برای اطرافیانم هم میخواهم ... برابری، دوستی و شادی اگر سهم همه مان بود، رنگین کمانی از خوبی ها را به نظاره می نشستیم و دنیای رنگ هایمان این همه از هم دور نبود.

... به امید عدالت، برابری و احترام متقابل

Saturday, April 25, 2009

صحبت از پژمردن یک برگ نیست


صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن:مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن:یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن:جنگل بیابان بود از روز نخست!

در کویری سوت و کور،

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور،

صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق،

گفتگو از مرگ انسانیت است ! (فریدن مشیری)

بیژن ترقی ترانه سرای برجسته و پیشكسوت به علت نارسایی تنفسی ساعت ۱ بامداد امروز شنبه، پنجم اردیبهشت‌ماه در منزلش درگذشت. بیژن ترقی شاعر و ترانه سرای پیشكسوت معاصر كه مدت‌ها بود از بیماری رنج می‌برد در سن ۸۰ ساگی دارفانی را وداع گفت.
(وی در آخرین مصاحبه اش گفته بود:چیزی برایم باقی نمانده است. کتابخانه را تعطیل کردم و خانه‌ام را برای تأمین هزینه‌های درمان فروختم. بیمه هم کاری برای من نکرد، فقط یک بار آمدند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نکردند. هزینه‌های درمانم را خودم پرداخت کردم و خدا را شكر می كنم.) ... به نقل از روزنامه‌ی جام جم
او از شاعرانی بود كه آثار بدیعی در هنر ترانه سرایی پدید آورده اند . از او ترانه های شور انگیز و پر مایه ای برجامانده. ترقی از ان دسته ترانه سرایان بی بدیلی بود که آثارش هرگز در گذر زمان، کهنه نخواهد شد.

اگر بخواهم به آثاری به یاد مادنی از این استاد اشاره کنم اینها در خاطرم هستند

بیداد زمان خواننده: مرضیه به آهنگ سازی: پرویز یاحقی
می گذرم خواننده : دلكش به آهنگ سازی: علی تجویدی
تو مرا تنها نگذاری خواننده : حمیرا به آهنگ سازی: علی تجویدی
و ... همچنین خوانندگان بزرگ و نامی ای همچون استاد بنان و استاد شجریان از جمله‌ی کسانی هستند که آثار زیبایی با ترانه های به یاد ماندنی مرحوم ترقی از خود به جا گذاشته اند
..............
به شعر حافظ و آوای دلکشت،‌ بیژن
اگر که جان دهد از شوق باز مغبون است - روحش شاد

Monday, February 23, 2009

امروز هم روز عشاق بود

روز پنجم از ماه اسفند سنپدارمذ ( اسفندار مذ) نام داشت ( دارد ) سپندارمذگان روز زن و زمین است.
در ایران باستان روز پنجم هر ماه سپندارمذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین و زمین یعنی گستراننده، افتاده است.زمین را نمادی از عشق می دانستند که در عین تواضع، خوان پر نعمت الهی را بی دریغ برای همه می گستراند، گویی نمی تواند مهر مادری اش را از هیچ یک از فرزندانش پنهان کند و می خواهد که دامن پرمهرش مأمنی برای همه شان باشد.
از این جهت بود که در فرهنگ ایران باستان سپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق و زن می‌‌پنداشتند و در این روز مردان به زنان خود احترامی خاص می گذاشتند و برایشان هدیه می گرفتند.
در فرهنگ ایران باستان همواره به وجود زن با دیده ی احترام می نگریستند و به انحای مختلف آنان را محترم می شمردند.
هر چند برخی ماه دوازدهم ( سپندارمذ ) که مقارت با ۲۹ اُمین روز از ماه بهمن است را جشن میگیرند و آن را روز عشق می نامند.
اما از آنجا که رسم بود هر روزی که با نام همان ماه همنام می شد را جشن بگیرند می توان نتیجه گرفت که روز پنچم اسفند درست تر است، روزی که نام روز و ماه هر دو یکی می شود.
این روز بر همه دختران، زنان و مادران سرزمین مادری ام مبارک ...